مسکن در سیستانشکل خانه ها در شهرها بستگی به مواد و مصالحی دارد که در اختیار مردم محل قرار
می گیرد . مصالح عمده ی ساختمانی در شهرهای ایران از جمله زابل در درجه
اول آجر، آهن و سیمان و در درجه دوم خشت . گل است . زابل و برخی از بخشهای
آن در حال حاضر از لحاظ ساختمانی در حال توسعه و پیشرفت است .
در روستاها شکل خانه ها عموما تابع مقتضیات و مواد و مصالحی است که طبیعت در
دسترس می گذارد . در سیستان خشت و گل قسمت اصلی ساختمان را تشکیل می دهد .
این نوع مسکن بیانگر خلق و خوی اهالی و طبیعت سیستان است. خانه های از خشت و
گل با سقف گنبدی و باد گیر بلند در سقف مشخصه بارز سبک معماری سنتی و محلی
سیستانیان است . این شیوه در سیستان عمومیت دارد . در برخی موارد سنن و
آداب و رسوم و معتقدات مذهبی تیز در شکل این خانه ها موثر است .
درسیستان دو نوع مسکن ثابت و متحرک وجود دارد :
مساکن ثابت :
این نوع مساکن به خصوص در روستاها هنوز هم با خشت و گل می سازند که مصالح آن
در محل تهیه می شود . مساکن روستایی و سنتی حداکثر سه اتاق با ضمائم آن
دارد .
اجزاء مسکن :
1- پی :
در قدیم که زمین سیستان زه نداشت در هنگام ساختن پی نیاز به "شفته" نبود
زیرا خاک سیستان از املاح و رسوبات رودخانه هیرمند است که بر اثر سالها
انباشت فشرده و سفت شده است لذا خشت را روی خاک می گذاشتند و دویوار را
بالا می بردند اما در سالهای اخیر به تدریج زه زیاد شد و مجبور به کندن جای
پی و استفاده از شفته شدند در اوایل گل را فقط لگد می کردند و ورز می
دادند .
2- سقف :
در سيستان سقف اتاق رادر مساكن سنتي گنبدي مي پوشانند نوع ديگر سقف
"يزدي پوش " نيز رواج دارد كه همان سقف ضربي است و اختصاص به سالن يا هال
دارد .
3- كلك :
هر اتاق يك هواكشي در وسط سقف گنبدي دارد كه از پشت بام با ديواره اي
محصور كرده براي آن يك دهانه به سمت شمال مي گذارند اين هواكش را به اصطلاح
كاك مي گويند كه در اصل حكم باد گير را دارد .
4- ديگدان :
هر اتاق يك بخاري ديواري يا به اصطلاح ديگدان دارد كه دود كش آن در دل
ديوار بنا مي شود ،از اين محوطه براي پخت و پز و هم توليد گرما استفاده مي
كنند .
5- شاه نشين :
خوانين و روساي قوم در گوشه اي از اتاقفضاي ايوان مانندي كه سطح آن بالاتر از كف اتاق بود مي ساختند
6- اندود :
در قديم از كاهگل براي اندود ديوار و حتي كف اتاق استفاده مي شد اقشار مرفه از آهك براي سفيد كردن اتاق استفاده مي كردند .
مساكن متحرك :
عشاير سيستان هنوز هم حداقل در بخشي از سال به خصوص هنگام كوچ بهاره و در ييلاق
داخل سياه چادر يا به اصطلاح " پلاس " زندگي مي كنند . محل احداث "پلاس" در
اصطلاح طايفه براهويي "اين كين" نام دارد "پلاس" براهويي حداقل داراي هفده
"اچك " (تيرهاي چوبي ) است كه "ميخ اچكا "بلند در وسط و دروازه"اچك" كوچك و
كوتاه درطرفين "پلاس" قرار دارد در مجموع 24 ميخ "پلاس" را روي اين پايه
هاي چوبي مستقرمي كند .
مساكن متحرك به خصوص از اين نظر كه استقرار آن در يك جا دائمي نيست ضمائمي ندارد
. براي رفع نياز فضاي محدود داخل آن را به ترتيب خاصي تقسيم بندي مي كنند
كه هر يك مورد استفاده ويژه دارد مثلا اجاق كه هم از آن براي پخت و پز و هم
براي گرمايش و حتي توليد روشنايي استفاده مي شود در جلو و سمت راست در
ورودي است . فضاي دور تا دور سياه چادر كه به علت پايين بودن سقف براي نشست
و برخاست كارايي ندارد با نظو حساب شده اي براي نگهداري اشياء و لوازم
تقسيم بندي كرده اند مثلا قسمتي كه به اتاق نزديك است براي نگهداري وسايل
آشپزخانه اختصاص داده سپس به ترتيب قسمتي را براي چيدن رختخوابها و چمدان
ها و وسايل كوچ و سفر در نظر دارن محل ذخيره توليدات نسبي در سمت چپ در
ورودي قرار دارد كه بخشي از اين فضا هم محل "تند" يعني نگهداري بزغاله ي
شير خواره است در فاصله زماني كه مادرشان به چرا رفته است .
با توجه به حداكثر و حداقل درجه حرارت بويژه دامنه تغييرات آن كه حدود 63
درجه گزارش شده است مردم سيستان با بهره گيري از مصالح بومي و محلي خاك رس
كه هم به وفور در دسترس بوده و هم به رايگان در اختيار است با استفاده از
تجربيات خانه ها را شمالي و جنوبي ساخته اند اين امر سبب مي شده تا هم از
شدت تابش در امان باشند و هم از انرژي خورشيدي در فصل سرد استفاده نمايند .
از سوي ديگر ديوارها را نيز به قطر نيم تا يك متر بنا مي كرده اند تا از
انتقال حرارت داخل به خارج در فصل زمستان و بر عكس در فصل تابستان جلوگيري
نمايد . صرف نظر از شدت تابش و سوزش سرما در فصول گرم و سرد و انعكاس آن در
آرايش خانه ها و نوع مصالح و طرز به كار گيري آنها به دليل وجود باد بويژه
بادهاي صدوبيست روزه كه بر شدت گرما و سرما در فصول سرد و گرم مي افزايد
سعي شده بناها را به نحوي طراحي نمايند كه از تاثيرات منفي آن به دور ار
تاثيرات مثبت آن بهره جويند .
صنايع دستي :
اين صنايع در سيستان خصوصا مناطق روستايي و عشايري كه وابسته به محيط زندگي و فرهنگ آنان است سابقه طولاني دارند .
در سيستان هماهنگ با ساخت كشاورزي نسبتا پيشرفته بيشتر صنايعي كه از فرآورده
هاي دامي استفاده مي نمايند رونق يافته اند . از اين رو بيشترين شمار
مشغولان به صنايع دستي در اين منطقه در رشته هاي گليم بافي ، قالي بافي و
قاليچه بافي به چشم مي خورد . در ميان حدود 370 هزار خانوار روستايي و
عشايري سيستاني كه تقريبا در 850 روستاي سيستان زندگي مي كنند بافتن قاليچه
، قالي،گليم ،پرده و حصير ، خرجين و ساخت پشتي به وفور رايج است . توليد
محصولات صنايع دستي سيستان اغلب به شيوه ي خانوادگي و سنتي و كمتر كارگاهي
است و به جز صنايعي مثل قاليچه ،قالي و پشتي بقيه را بطور نيمه وقت در جوار
ساير فعاليتهاي روزمره زندگي بانوان انجام مي دهند . بازار محصولات صنايع
دستي منطقه با توجه به مرغوب بودن آن و گستردگي ارتباطات در دوران اخير به
شكلي است كه شايد بتوان گفت بيشتر نقاط ايران را مي پوشاند بويژه كه در
زمينه ي بازار يابي ، كمكهاي سازمان صنايع دستي استان سيستان و بلوچستان و
مركز اميد وار كننده بوده است . عمده ترين مواد اوليه مورد نياز صنايع
دستي در محل به دست مي آيد ولي ميزان وابستگي به بازارهاي داخلي و حتي
خارجي ، از لحاظ نخ و پارچه، خامه و رنگ قابل انكار است .
سوزن دوزي :
سوزن دوزي در گذشته در سيستان معمول نبود و در سالهاي اخير اداره ي تعاون و
امور روستاهاي استان به منظور بهبود وضع روستائيان و عشاير و ايجاد اشتغال و
درآمد به عده اي از مروجان خانه داري در زاهدان تعليمات لازم را در زمينه ي
سوزن دوزي داد و مامور ترويج آن كرد .
اين رشته از صنايعي است كه قدمت و سابقه آن به بلوچستان باز مي گردد و به همين
مناسبت گاهي به آن بلوچي وزي هم گفته اند . كاربرد آن روي جامه ي بلند
زنان و دختران به صورت پيش سينه و جيب و سرآستين مي باشد . تمامي هنر
آفرينان اين رشته را زنان تشكيل مي دهند كه در كنار وظايف معمولي ، در
اوقات فراغت به آن مي پردازند . كار كرد اساسي نقوش این هنر به تدریج از
محدوده ی اولیه خارج و فراگیری اش شامل محصولاتی همانند :
کوسن،رومیزی،روتختی، کراوات،اشارپ،نوار ، کیف دستی،آباژور و ... گشت و تنوع
شکل، نوع و رنگ یافت .
قالی بافی :
قالی بافی از صنایع دستی خاص سیستان است و اغلب نقش های ان تقلیدی از نگاره های ترکمنی و بلوچی است .
گلیم بافی :
از دیگر رشته های صنایع دستی رایج ،گلیم بافی است . این حرفه در میان برخی از
روستائیان و چادر نشینان خصوصا قوم بلوچ در سیستان دیده می شود . تار و
پود این نوع گلیم بستگی به ماده ی اولیه دارد . ممکن است تار آن از پنبه
،پشم و یا مو و پود آن از پشم یا نوارهای بریده و باریک از پارچه های کهنه
باشد .
پشتی بافی :
این صنعت در سیستان رایج است و عمدتا در نواحی بنجار ،کرباسک،ده
مرده،بزی،دوست محد،شهرکی و نارویی و ... دیده می شود . محصول این رشته پشتی
هایی است به ابعاد 120×80 تا 100×60 که توسط دستگاهی که سفارشی در کارخانه
ی نکا چوب تولید می گردد . هر پشتی در سی تا چهل روز و روزی سه ساعت کار
ساخته می شود .
حصیر بافی :
در بعضی از روستاهای سیستان تنها صنعت دستی حصیر بافی است . حصیر برای فروش
به بازار زابل عرضه میشود و در حال حاضر برای جلوگیری از پیش روی ریگ روان
مصرف دارد . ماده ی آن نی می باشد. انواع دیگر آن حصیرها و سبدهای ترکه
بیدی هستند .
شاردن در سفرهای خود می نویسد : " ایرانیان در بافتن حصیرها و سبدهای ترکه بیدی
نیز مهارت به سزایی دارند . حصیرهای بافت ایران به سهولت تا و لوله می
گردند و در ظرافت و زیبایی بی نظیرند . بهترین کارخانه های این کالا در
سیستان است.
پرده بافی :
پرده بافی نیز در سیستان در روستاهای پیرامون و حاشیه ی هامون وجود دارد .
محصول آن پرده هایی از نوع نی هستند که در محل به" لوخ" معروف اند. برخی از
روستائیان چند ماه از سال را جهت آوردن نی از هامون ، کوچ می کنند و نی
های تهیه شده را با خر و یا تراکتور کرایه ای به محل تولید پرده محل می
کنند . مواد اولیه و عمده ی پرده بافی نی و نخ است . 30 متر مربع پرده از
عرض 120 سانتیمتر یک کیلو نخ مصرف می کند .
چادر بافی :
محصول چادر بافی در محل جهت عشابر کوچ نشین و چادر نشین مورد استفاده قرار می
گیرد . ماده ی اولیه و عمده ی مورد احتیاج آن موی بز است که در محل تامین
می شود .
لباس مردم سیستان :
تا چند سال قبل پوشاک مردم سیستان از پارچه های دست باف محلی بود که در
کارگاههای بافندگی روستاها بافته می شد . جنس آن از نخ به رنگ سفید بود و
"چومن" نام داشت برای طبقات متوسط و مرفه تر از نخ های به رنگ سبز سیاه
استفاده می کردند . که راه راه بافته مس شد و به آن "جومن کشمیر "می گفتند .
این پارچه از لحاظ بافت محکمتر و از نظر قیمت گرانتر بود . با این حال
طبقات مرفه به خصوص سرداران و خوانین از لباسهای خارجی استفاده می کردند و
در مجموع پوشاک مردم سیستان شامل قطعات زیر بود :
پوشش سر مردان :
لنگوته :
که معمولا از پارچه "کشمیر" یعنی" جومنی" که نخی و دو رنگ بود می دوختند طول
آن به ده متر می رسید در سالهای اخیر پارچه سفید ساده از جنس "ململ" معمول
شده است. در قدیم حتی بچه ها "لنگوته" به سر می بستند .
کلاه :
مردان از شب کلاه یا عرق چین که از نخ ابريشم دلدر